سرمایه گذاری در ایران (بخش پنجم: تامین منابع مالی)

لینک دانلود

اپیزود هفتم پادکست اقتصادی رادیو باتاب کارا

در این اپیزود از پادکست اقتصادی رادیو باتاب کارا، قصد داریم تامین منابع مالی در سرمایه گذاری، مشکلات و معضلات این مقوله را مورد بررسی قرار دهیم و راه حل هایی برای مقابله با این مشکلات را عنوان کنیم.

منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما درباره پادکست اقتصادی رادیو باتاب کارا هستیم.

شما می‌توانید علاوه بر وبسایت ما، از طریق اینستاگرام و تلگرام باتاب کارا به آدرس @batabkara نیز با ما در ارتباط باشید.

منتظر شما هستیم!

 

خلاصه ای از اپیزود هفتم

برخلاف تصورها مشکل اصلی سرمایه‌گذاری در ایران، نبود منابع مالی نیست! هرچند کمبود منابع مالی برای سرمایه‌گذاری‌های مولد، یک مانع مهم به حساب می‌آید، اما همانطور که قبلا توضیح داده شد، سرمایه‌گذاری در ایران بیشتر از مشکلات ساختاری و مدیریتی رنج می‌برد، تا بحث نبود یا کمبود منابع مالی.

منظور از منابع مالی، همان پولی است که در ازای آن، کالای سرمایه‌ای یا کالای قابل معامله و مبادله وجود داشته باشد، که مهمترین کانال‌های تامین منابع مالی نیز بازار سرمایه و بانک‌ها به حساب می‌آیند. البته اطلاعات ضعیف، عدم شفافیت صورتهای مالی و عمق کم بازار سرمایه در ایران، قدرت جذب پس‌اندازهای واقعی مردم را کاهش داده و نوسان‌های دوره‌ای و شدید بازار سرمایه، آن را به جولانگاه سوداگران تبدیل کرده است. طوری که گاهی یا حتی اکثر مواقع رفتار این بازار را نمی‌توان حتی به طور حدودی پیش‌بینی کرد. همین مساله باعث شده تا بخش زیادی از مردم به این بازار اعتماد کافی نداشته و حاضر نباشند ریسک زیاد این بازار را تحمل کنند. به همین دلیل آن دسته از منابع مالی که می‌تواند از این راه ایجاد گردد، آنچنان که باید شکل نمی‌گیرد. البته نظام بانکی ما نیز بیشتر در خدمت بخش نامولد بوده و تسهیلات کلان بانکی نیز بیشتر صرف طرح‌های فاقد توجیه یا روابط سیاسی و بعضا شخصی و گروهی می‌گردد. بدتر آنکه سلطه بخش نامولد روی بانک‌ها باعث شده تا بهره بانکی به قدری بالا رود که سرمایه‌گذاری‌های مولد توجیه اقتصادی نداشته باشند، و از آن طرف بخش نامولد، باعث انباشته شدن وام‌های معوق در نظام بانکی کشور شده که وضعیت را فاجعه‌بارتر کرده است.

سرمایه‌گذاری‌های دولتی نیز به دلیل سیاست‌های پوپولیستی دولتها سال‌هاست متوقف شده و کارایی خودش را از دست داده است. به عبارتی بودجه عمرانی دولت حالت پسماند به خودش گرفته و اگر به هر دلیلی مثلا اگر درآمدهای نفتی کشور تحقق پیدا نکند یا حتی درآمدهای مالیاتی مد نظر محقق نشود، دولت با کسری بودجه مواجه می‌گردد.

با تمام این تفاسیر، اگر قرار باشه برای رشد و توسعه پایدار در کشور برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشیم، باید برای مجاری تامین مالی خود فکری کرده و اصلاحات اساسی و ساختاری در نظام بانکی و بازار سرمایه انجام دهیم. حتی مهم‌تر از آن اینکه ساختار هزینه‌کرد دولت را باید اصلاح کنیم. امید است بعد از چندین دهه وابستگی نفتی و رفتار متکی به نفت، اقتصاد ایران بعد از تحریم‌های اخیر کمی به خود آمده باشد و دولت‌ها به پشتوانه درآمدهای نفتی، مخارج غیرضروری ایجاد نکرده باشند. چراکه سالهاست دخل و خرج دولتها باهم همخوانی نداشته و علی‌رغم تذکرات و تاکیدهای بیشمار، هنوز قدم بزرگی در جهت کوچکتر کردن دولت، چابک‌سازی آن، اصلاح قانون مالیات‌ها، شفافیت بودجه و بسیاری موارد دیگر برنداشته‌ایم، هرچند گاهی هنگام افزایش فشارها قدم‌های مثبتی برداشته می‌شود که البته کافی نیست.