سرمایه گذاری در ایران (بخش دوم: مشکلات سرمایه گذاری)

لینک دانلود

اپیزود چهارم پادکست اقتصادی رادیو باتاب کارا

در این اپیزود از پادکست اقتصادی رادیو باتاب کارا، مشکلات سرمایه گذاری در ایران را به زبان ساده مورد بررسی قرار داده ایم.

منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما درباره پادکست اقتصادی رادیو باتاب کارا هستیم.

شما می‌توانید علاوه بر وبسایت ما، از طریق اینستاگرام و تلگرام باتاب کارا به آدرس @batabkara نیز با ما در ارتباط باشید.

منتظر شما هستیم!

 

بخشی از آن‌چه در اپیزود چهارم (مشکلات سرمایه گذاری) خواهید شنید:

آمارها نشان می‌دهد نسبت تشکیل انباشت سرمایه به GPD ، در کشور طی نیم‌قرن اخیر همواره مناسب بوده و از اکثر کشورهای درحال توسعه بهتر بوده است. این روند قاعدتاً می‌بایست موجب رشد بالای تولید و افزایش رفاه در جامعه می‌شد. اما این نتیجه، آنطور که باید رخ نداده است؛ چرا ؟

 

کیفیت سرمایه گذاری ها

طبق آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت، 70 درصد طرح‌های سرمایه‌گذاری کشور، بین صفر تا 20 درصد پیشرفت داشته‌اند و در همان حال متوقف شده‌اند. وقتی به آمارها نگاه می‌اندازیم متوجه می‌شویم که طرح‌ها، بدون ارزیابی‌های فنی و اقتصادی و اکثراً با فشارهای سیاسی و اعمال سلیقه نمایندگان مجلس شروع به کار کرده‌اند. منابع مالی کشور محدود است و تعریف همزمان ده‌ها و صدها طرح بدون تشخیص اولویت فنی آنها، موجب طولانی شدن زمان اجرای آنها شده است. این گذشت زمان، موجب افزایش هزینه‌های سرمایه‌گذاری وخارج شدن آنها از صرفه اقتصادی شده است. بماند که اکثر طرح‌هایی که به واسطه‌ی فشارهای سیاسی در شهرهای کوچک افتاح شد، از ابتدا توجیه اقتصادی نداشت و بنابراین نیمه کاره رها شد.

نکته‌ای که باید تذکر داد این است که تا زمانی که سرمایه‌گذاری جریانی از طرف تقاضاست موجب تورم می‌شود و وقتی به سمت عرضه اقتصاد متصل شد موج کاهش تورم می‌شود. لذا یکی از دلایلی که باعث بوجود آمدن تورم مزمن در اقتصاد ایران شده است، این حجم بالای پروژه‌های نیمه تمام در کشور است.

 

ضعف فن‌آوری و رقابت‌پذیری

در ایران، سرمایه‌گذاری‌های مدرن و با فن‌آوری بالا خیلی محدود است. دلیل این محدودیت، ضعف در تحقیق و توسعه، آمار بالای مهاجرت نخبگان علمی و جدایی صنعت و دانشگاه‌هاست. این باعث می‌شود تا کالاهای صنعتی گران تولید شود و حاشیه سود در صنعت پائین می‌آید.

وجود بنگاه‌های انحصاری دولتی و شبه دولتی و استفاده آنها از منابع ارزان، قدرت رقابت را از بنگاه‌های خصوصی سلب کرده است. اینست که در اقتصادی که خصوصی‌سازی را در بوغ و کرنا می‌کنند، هرروز نهادهای دولتی و حاکمیتی پررنگ‌تر می‌شوند و بخش خصوصی ضعیف‌تر و وابسته‌تر. یادمان باشد که حرکت به سمت فن‌آوری‌های مدرن و دستیابی به فن‌آوری‌هایی که قدرت رقابت‌پذیری را بالا ببرد، در بخش خصوصی رخ خواهد داد زیرا بخش خصوصی به خاطر ماهیت چابک و زنده‌ای که دارد، پتانسیل این رشد را خواهد داشت. با نگاهی به کشورهای توسعه یافته، خصوصاً آنهایی که فن‌آوری را به نقطه‌ی رقابت خود تبدیل کرده‌اند، می‌توان این سخن را تأیید کرد.

 

سرمایه‌گذاری نامناسب در زنجیره تأمین

یکی از مشکلات سرمایه‌گذاری در کشور اینست که به حلقه‌های پیشین و پسین صنایعی که در آن سرمایه‌گذلری می‌کنیم توجه نمی‌کنیم. در سرمایه‌گذاری‌هایمان به ایجاد کارخنه و دارایی‌های ملموس فیزیکی توجه داریم، اما به نیروی انسانی متخصص ، دانش تعمیر و نگه‌داری و... توجه نداریم. نکته دیگر اینکه می‌بینیم سهم صنایع فلزی و شیمیایی از کل سرمایه‌گذاری‌ها نسبتاً بالاست در حالی که سهم نسبی آنها از اشتغال پائین است. در دو دهه‌ی اخیر تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها در کشور بر 4 صنعت پالایشگاهی، شیمیایی، فولاد و کانی‌های غیر فلزی بوده است. این در حالی است  که این صنایع عمدتاً هزینه‌بر بوده و نقش قابل توجهی در اشتغال صنعتی ایفا نکرده‌اند. طبق نظریه‌ی نورکس، می‌بایست توازن میان بخش‌های صنعت،خدمات و کشاورزی رعایت گردد تا سرمایه‌گذاری‌ها به رشد اقتصادی منجر گردد.

تجربه‌ی کشور کره جنوبی، نشان داد که مزیّت نسبی صرفاً به داشتن مواد اولیه و منابع طبیعی نیست، بلکه سرمایه‌گذاری در بخشهایی که صرفه‌های بیرونی بالایی ایجاد می‌کند، موجب خلق مزیّت می‌شود، لذا مزیت‌ها را باید خلق کرد.

کشور ما در صنعت فولاد با وجود اینکه صادر کننده سنگ آهن است، وارد کننده‌ی ورق‌های آلیاژی از خارج است. در صنعت پتروشیمی هم چند محصول میانی را با حلقه‌های مفقوده بالادست و پائین دست تولید می‌کنیم و به صورت خام و با ارزش افزوده محدود صادر می‌کنیم و در آن‌سو محصولات پائین دستی پتروشیمی را با قیمت گران وارد می‌کنیم. در صورتی که با داشتن برنامه‌ریزی صحیح و با وجود منابع نفتی به راحتی می‌توانستیم سرمایه‌گذاری‌های مکمل را در بخش‌های مختلف انجام دهیم و اقتصاد را در مدار رشد پایدار قرار دهیم. کشور ما در حدود 2000 میلیارد دلار درآمد ناشی از فروش منابع طبیعی دارد که به جای سرمایه‌گذاری‌های برنامه‌ریزی شده و هدف دار، صرف ریخت و پاش‌های روزمره در بودجه دولت می‌شود. در طول نیم قرن اخیر، سرمایه‌گذاری‌های ما پراکنده و نا هماهنگ انجام شده. طرح‌های زود بازده و طرح‌های بون توجیه هم به نوبه خود بلای جان سرمایه‌گذاری در ایران شدند ودرآمدهای خدادادی منابع طبیعی را به بدترین شکل بر باد دادند.