شرکت های چند رشته ای فرصتی برای شکست ندارند

تحلیل  |  تاریخ: 1397/5/27 | نویسنده: گروه تحلیلی باتاب کارا

پنجاه سال پیش، شرکت های چند رشته ای (که متشکل از چندین شرکت با زمینه های فعالیتی متفاوت هستند) بسیار مورد توجه بودند.در طول سالهای 1960، مدیر عامل شرکت ITT ، بخش زیادی از منابع این شرکت را برای ساخت مجموعه کسب کارهایی از قبیل ساخت هتل، سرمایه گذاری در صنعت چوب و مشاور املاک استفاده کرد که ارتباطی به فعالیت اصلی این شرکت نداشتند. بعد از مطرح شدن مدل جدید کسب و کار آمریکایی به نام "به روزترین مدل کسب و کار " شرکت های بسیار بزرگ و چند رشته ای مانند ITT به بخش های کوچکتر تبدیل شدند. در طول دهه های متوالی بخشی از زیرمجموعه های این شرکت از آن جدا و یا تعطیل شدند و امروزه تنها یک کارخانه کوچک در زمینه فناوری هوا فضا و صنایع نظامی باقی مانده است. 

شرکت های چند رشته ای در زمانی که بازارهای سرمایه، ساده و ابتدایی بودند، فرصتهای کارایی برای سرمایهگذاران ایجاد میکردند. دوره ای که در آن مفاهیم "هم افزایی " و مزایت رقابتی جایگاه چندانی در اهداف نداشت. امروزه به دلیل اهمیت این دو معیار، سرمایه گذاران درباره مدیریت حرفه ای چنین شرکت هایی دچار تردید شده اند. در واقع نسبت به توانایی یک شرکت در مدیریت مطلوب همزمان چند کسب و کار تردید وجود دارد. جک ولش مدیر عامل سابق جنرال الکتریک، با تاسیس شرکت های خدمات مالی در کنار سایر بخش ها، به ساختار شرکت های چند رشته ای اعتبار بیشتری بخشید. اما این شرکت در دسامبر سال 2016 دارای افت پنجاه درصدی در قیمت سهام شد که آن را مجبور به بازبینی ساختار شرکت کرد. در نهایت بخش های کلیدی به صورت حداقلی به فعالیت ادامه دادند و فعالیت جنرال الکتریک به عنوان یک شرکت ابر چند رشته ای به روزهای پایانی خود نزدیک شد.

زمانی که مدیر عامل جدید این شرکت، جان فلنری در ماه ژانویه اعلام کرد: "شرکت جنرال الکتریک در آینده به صورت متفاوتی به فعالیت ادامه می دهد"، نظر سرمایه گذاران عوض شد و در عرض چند دقیقه قیمت سهام 6% افزایش یافت. قطعا این شرکت به فعالیت خود ادامه خواهد داد اما سوالی که مطرح می شود این است که آیا به سرنوشت ITT دچار می شود؟
برای شرکت هایی که به دنبال فعالیت در چند زمینه هستند، تئوری "حفره های سازمانی " راه گشا است. در سال 2010، استادان دانشکده کسب و کار دانشگاه هاروارد این تئوری را مطرح کردند که برخی نهادهای مورد نیاز برای ایجاد کارایی در بازارهای نوظهور، وجود ندارند. در چنین شرایطی شرکت های بزرگ و دارای منابع کافی می توانند با هدف تسهیل تعاملات کسب و کار و تکامل اطلاعات در نقش چنین نهادهایی وارد بازار شوند. به طور مثال فرض شود برای اولین بار قرار است در کشوری بازار بورس راه اندازی شود. یکی از نهادهای مورد نیاز، نهاد کارگزاری است. بنابرین شرکت های بزرگ و دارای منابع کافی می توانند به عنوان نهاد کارگزار وارد بازار شوند.
در نهایت تغییرات تکنولوژیکی و تخصصی شدن کسب و کارها، تخصیص موثر و بهینه منابع جهت کسب بازده حداکثری را برای مدیران دارای دانش عمومی سخت کرده است.


گروه تحلیلی باتاب کارا